زمان تقریبی مطالعه: 4 دقیقه
 

شروط صحت نکاح صغار





دختر و پسری که به بلوغ و رشد نرسیده‌اند تحت ولایت پدر و جد پدری قرار دارند و فاقد اهلیت برای اعمال حق و تکلیف هستند. لذا به اراده خود و مستقل از ولی خویش اقدام آنان نافذ نیست. نکاح صغار یکی از این امور است که در کتاب نکاح از آن و شروط صحت آن بحث می‌شود.


۱ - ولایت بر صغار




۱.۱ - ولایت پدر و جد پدری


امام خمینی در تبیین ولایت بر صغار می‌فرماید: پدر و جد پدری یعنی پدرِ پدر هرچه بالا رود، بر صغیر و صغیره و دیوانه‌ای که جنون او به زمان بلوغ وی اتصال دارد ولایت دارند، و ظاهراً همچنین است در دیوانه‌ای که دیوانگی او از بلوغ فاصله دارد.

۱.۲ - عدم ولایت مادر و جد مادری


غیر از پدر و جد پدری افراد دیگر مثل مادر و جد مادری و لو از طرف مادرِ پدر به اینکه مثلاً پدرِ مادرِ پدر باشد؛ و برادر و عمو و دایی و فرزندان آنان، بر آن‌ها ولایت ندارند.

۱.۳ - استقلال ولایت جد از ولایت پدر


ولایت جد، منوط به مرگ و حیات نیست، پس در زمان حیات هر دو، هرکدام از آن‌ها در ولایت مستقل هستند، و اگر یکی از آن‌ها وفات کند ولایت اختصاص به دیگری پیدا می‌کند.

۲ - شروط صحت تزویج صغار



تزویج صغار از سوی پدر و جد پدری در صورتی صحیح و نافذ است که شرایطی از قبیل عدم مفسده و به قولی دارای مصلحت و... باشد که به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود.

۲.۱ - عدم وجود مفسده


عدم مفسده در صحت و نفوذ تزویج صغار توسط پدر و جد شرط است وگرنه مانند عقدی که بیگانه کرده است، عقد فضولی هست و صحت آن بر اجازه صغیر بعد از بلوغ، توقف دارد؛ بلکه احتیاط (مستحب) این است که به نداشتن مفسده اکتفا ننموده و مصلحت آنان مراعات شود.

۲.۲ - کمتر و یا بیشتر از مهرالمثل نبودن صداق


ولیّ نباید صغیره را به کمتر از مهرالمثل و یا صغیر را به بیشتر از آن، تزویج نماید، و اگر چنین کند پس اگر مصلحتی هست که آن را اقتضا کند، عقد و مهر، هر دو صحیح و لازم است و اگر مصلحت در خود تزویج باشد؛ نه در مهر، بنا بر اقوی عقد صحیح و لازم است و مهر باطل هست، به اینکه مهر نافذ نیست و بعد از بلوغ، متوقف بر اجازه است، پس اگر اجازه دهد مستقر می‌شود وگرنه به مهرالمثل برمی‌گردد.

۲.۳ - عدم تزویج به شخص دارای عیب


اگر ولیّ، «مولّی علیه» را به کسی گتزویجگ کند که دارای عیب است صحیح نیست و نافذ نمی‌باشد؛ چه از عیب‌های موجب خیار فسخ باشد یا غیر آن‌ها، مانند اینکه غرق در معصیت‌ها است و اینکه شارب الخمر یا بدزبان و بدخلق است و امثال این‌ها؛ مگر اینکه مصلحتی باشد که تزویج او را لازم کرده باشد. و در این صورت خیار فسخ نیست؛ نه برای او و نه برای مولّی علیه، درصورتی‌که عیب از عیوب مجوّز فسخ نباشد. و اگر ازاین‌گونه عیب‌ها باشد ظاهراً خیار فسخ برای مولّی علیه بعد از بلوغش ثابت است.
این‌ها همه‌اش با علم ولیّ به عیب است وگرنه دارای تامل و تردّد است؛ اگرچه درصورتی‌که کوشش کند تا مصلحت را احراز نماید، بعید نیست که صحیح باشد. و بنابراین که صحیح باشد، ولیّ در عیوبی که موجب فسخ می‌باشند حق خیار فسخ دارد، همان‌طور که مولّی علیه بعد از برطرف شدن حجر از او چنین حقی دارد. و در غیر این عیب‌ها، بنا بر اقوی نه برای او خیار فسخ هست و نه برای ولی.

۳ - پانویس


 
۱. ↑ موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۲۷۳، کتاب النکاح، فصل فی اولیاء العقد، مسالة ۱.    
۲. ↑ موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۲۷۳، کتاب النکاح، فصل فی اولیاء العقد، مسالة ۱.    
۳. ↑ موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۲۷۳، کتاب النکاح، فصل فی اولیاء العقد، مسالة ۳.    
۴. ↑ موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۲۷۴، کتاب النکاح، فصل فی اولیاء العقد، مسالة ۴.    
۵. ↑ موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۲۷۴، کتاب النکاح، فصل فی اولیاء العقد، مسالة ۶.    
۶. ↑ موسوعة الامام الخمینی، ج۲۳، تحریرالوسیلة، ج۲، ص۲۷۴، کتاب النکاح، فصل فی اولیاء العقد، مسالة ۸.    


۴ - منبع



• ساعدی، محمد، (مدرس حوزه و پژوهشگر)، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.


رده‌های این صفحه : دیدگاه های فقهی امام خمینی




آخرین نظرات
کلیه حقوق این تارنما متعلق به فرا دانشنامه ویکی بین است.